همه چیز درمورد شب های قدر

بسم الله

شب-قدر

533635735-sabatak-com

«انا انزلناه فی لیلة القدر…»

در این آیه شریفه، دو موضوع مورد توجه قرار گرفته است:

«نزول قرآن» و «شب قدر»…

می‏دانیم که قرآن کریم در طول ۲۳ سال به طور تدریجی نازل شده است.اما نزول دیگری هم درباره قرآن مطرح است و آن نزول یکجای قرآن، بر قلب رسول اکرم(صلی اللّه علیه و اله و سلّم)می‏باشد.قرآن کریم به رسول اکرم(ص)این‏چنین خطاب می‏کند:

«و لا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه» (طه/۱۱۴):

درباره قرآن بیش از آن که وحی آن به تو اعلام شود، شتاب مکن.

برخی مفسرین از آیه فوق دریافت کرده‏اند که رسول اکرم(ص)، قرآن را قبل از نزول تدریجی، می‏دانسته و این در صورتی ممکن است که نزولی دفعی بر آن حضرت شده باشد.(رک.المیزان ج ۱۴ ص ۲۱۵)

گویا این نزول دفعی است که قرآن کریم درباره آن می‏فرماید:

«شهر رمضان الّذی انزل فیه القرآن» (بقره/۱۸۵):

ماه رمضان، همان-ماهی که قرآن در آن نازل شده است.

و نیز می‏فرماید:

«انّا انزلناه ف لیلة مبارکة» (دخان/۲):

ما آن قرآن را در یک شب مبارک نازل کردیم.

و فرموده است:

انّا انزلناه فی لیلة القدر(قدر/۱):

 ما قرآن را درشب قدر نازل کردیم.

با این بیان، قرآن کریم در ماه رمضان، در شبی مبارک از این ماه که شب قدر نامیده شده، نزول یافته است.

«شب قدر»شبی است که در عظمت، فوق تصور و از هزار ماه برتر است.از آن جهت وصف قدر درباره آن آمده که تمام مقدرات سال در این شب رقم می‏خورد. در سوره «دخان» به وصف این شب پرداخته شده است:

حم و الکتاب المبین*انّا انزلناه فی لیلة مبارکة* انّا کنا منذرین*فیها یفرق کلّ امر حکیم*امرا من عندنا*انّا کنّا مرسلین*رحمة من ربّک*انّه هو السّمیع العلیم*(دخان ۱-۸)

قسم به کتاب روشنگر*ما این قرآن را در شبی مبارک نازل کردیم*زیرا ما هشدار دهنده‏ایم*در این شب همه امور حکیمانه جدا جدا بررسی و تقدیر و تصویب می‏شوند*امری که از ناحیه ما بوده باشد…* ما ارسال کننده هستیم.این رحمتی از ناحیه پروردگار تو است.*البته که او شنوا-ی دعا و درخواست بندگان و دانای به همه امور آن‏ها است.

و در این آیه چند نکته مورد توجه قرار گرفته است:

*مسأله تفریق امور:فرق عبارتست از جدائی چیزی از چیزی دیگر به گونه‏ای که متمایز گردد.در مورد شب قدر گویا منظور این است که هر امری، جدا از امور دیگر، مورد ارزیابی قرار می‏گیرد و برای هر کس و هر کار و مسأله‏اش، حکم و تقدیر جداگانه‏ای معین می‏گردد.

*کل امر:این تفریق و تقدیر مربوط به همه امور است. یعنی در این شب، همه چیز رقم می‏خورد؛چنان که گفته شده ارزاق، آجال و حوادث خیر و شر برای افراد و جوامع بشری، همگی در این شب شکل می‏پذیرد.

*حکیم:قید حکیم برای امور، نشان می‏دهد هر امری که در شب قدر معین می‏شود، متقن است و حکیمانه. از این‏رو یک سلسله از افعال انسانی را که وصف حکیم در آنها صدق نمی‏کند، نمی‏توان از مقدرات شب‏های قدر دانست.در عبارت بعد به این نکته با عنایت دیگری پرداخته شده است.

*امرا من عندنا:در المیزان آمده است:«امر»در این عبارت حال است از«امر»در عبارت قبل، در نتیجه معنای عبارت چنین می‏شود:

آن امری در این شب قدر می‏شود که از ناحیه خداوند باشد.(المیزان، ج ۱۸، ص ۱۴۱)

دو قید «حکیمانه بودن مقدرات شب قدر» و «از ناحیه خداوند بودن آن‏ها»، روشنگر حقایق زیر است:

·         الف)هر امری که در این شب از طرف خداوند مقدر شود، حکیم است.این امور دو گونه‏اند:دسته‏ای، اموری هستند که مورد پسند و خوشایند انسانند؛مانند تقدیراتی که شامل وسعت رزق، امکانات رفاهی، خوشنامی، موقعیت اجتماعی، پیروزی بر خصم و امثال آن هستند.این‏ها همه از طرف خدای رحمان و حکیم‏اند.

و دسته دیگر، اموری که هرگز برای انسان خوشایند نیستند؛مانند بیماری، کاستی در رزق و روزی، از دست دادن موقعیت و شکست از دشمن و….

قرآن کریم می‏فرماید که این امور هم از ناحیه خدای رحمان تقدیر می‏شوند و این‏ها نیز حکیم‏اند.بالاتر این که در عبارت بعد فرموده که امور مربوط به شب قدر اعم از نزول قرآن و تعیین مقدرات رحمتی است از ناحیه پروردگار حکیم.پس این امور، چه خیر و چه شر جنبه رحمت و لطف دارند.

این نکته درسی برای زندگی اهل ایمان است که هرگز نباید به تقدیرات الهی با دیده منفی بنگرند.چه آن‏ها که ظاهری دلربا دارند و چه آن‏ها که به ظاهر موجب دل‏نگرانی‏اند، همه از رحمت پروردگار نشأت می‏گیرند و اصولا این شب، شب رحمت است و نه غیر آن.

·         ب)قید«من عندنا»قابل توجه است.توجه به آن این پرسش را به ذهن می‏آورد که:«آیا اموری هست که از ناحیه خداوند رقم نخورده باشد؟» ظاهر کلام، پاسخ مثبت به این پرسش را نشان می‏دهد.آیات دیگر قرآن کریم نیز بر همین مطلب دلالت دارند؛چنان‏که درباره پرونده اعمال می‏فرماید:

«و کلّ انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتابا یلقاه منشورا»(اسراء/۱۳):

ما پرنده هر انسانی را بر گردنش الصاق نموده‏ایم و در روز قیامت، کتابی را برای او خارج می‏سازیم که آن را با همه مندرجاتش، به صورت باز و منتشر شده می‏بیند.

واژه«طائر»در لغت به معنای پرنده است و از این واژه«تطیّر»به معنای فال بد زدن آمده است می‏گویند اعراب با پرندگان فال می‏زدند…اگر از چپ به سمت راست آنها می‏گذشت فال نیک می‏زدند و عکس آن را به فال بد می‏گرفتند(قاموس قرآن ذیل واژه طیر)این واژه در قرآن کریم، نوعا درباره مقدرات انسان مطرح شده است.چنان‏که درباره قوم فرعون می‏فرماید:آن‏ها مقدرات خیر را از حسن تقدیر و خوش‏شانسی خویش می‏دانستند، ولی مقدرات سوء و بلاهای الهی را از شومی قدم حضرت موسی(ع)و اطرافیان او می‏پنداشتند و به اصطلاح به حضرت موسی(ع)تطیّر می‏زدند.

«فاذا جائتهم الحسنة قالوا لنا هذه و ان تصبهم سیّئة یطّیرّوا بموسی و من معه» (اعراف/۱۳۱)

قرآن در برابر این اندیشه آنان می‏فرماید:

«ألا انّما طائرهم عند الله و لکنّ اکثرهم لا یعلمون» (اعراف/ ۱۳۱):

آگاه باشید که طائر آن‏ها نزد خداوند است، ولی بیش‏تر آن‏ها نمی‏دانند.پس قرآن کریم تلویحا وجود «طائر»را در رابطه با مقدرات سوء می‏پذیرد، ولی آن را از ناحیه خدا می‏داند.درباره همین مسأله، در سوره‏ «یس»آمده است که انبیای الهی در پاسخ قوم خود می‏گفتند:«قالوا طائرکم معکم ائن ذکّرتم.»(یس/ ۱۹)

و نیز سخن قوم ثمود را به حضرت صالح بیان می‏فرماید:

«قالوا اطّیّرنا بک و بمن مّعک قال طائرکم عند اللّه بل انتم قوم تفتنون»(نمل/۴۷)

گفتند ما به تو و همراهان تو فال بد می‏زنیم.-حضرت صالح  گفت:طائر شما نزد خداست.واقعیت این است که شما در معرض آزمون الهی هستید.

در آیه مورد بحث(اسراء/۱۳)

رفتن به نوارابزار