عید نوروز مبارکباد

AKSGIF.IR-fatemeh gif--تصاویر متحرک حضرت فاطمه س.3160

6

gifbj042

derakhtNowruz_1390

نگاهي به عيد نوروز در دين مبين اسلام

 

نوروز ايرانيان كه در آغاز فصل بهار جشن گرفته مي‌شود، پيام آور نو شدگي سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و رويش دوبارۀ طبيعت، و زمان خروج انسان از عالم خمودگي و پيوستن به طبيعت و شروع به حيات اجتماعي دوباره در جامعه است.{۱}
نوروز، سمبل تحول و تغيير و دگرگوني است. علاوه بر اينكه طبيعت بي‌جان جاني تازه مي‌گيرد، ايرانيان نيز با خانه تكاني و پوشيدن لباس نو و … سعي مي‌كنند به استقبال اين تحول بروند. بدون شك اين تحول به سمت نيكويي و بهتر شدن است .
 اين همه نيکويي و نيک پسندي آنگاه به بالاترين ارزش رسيد که فرهنگ غني ايران با معارف سعادت آفرين اسلام عجين شد و چشم هاي حقيقت بين را از تماشاي مظاهر تحول طبيعت به انقلاب باطن رهنمون ساخت.
پيشينه نوروز: عيد نوروز از زمان‌هاي قديم يكي از دو عيد بزرگ ايرانيان بوده است، عيد ديگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.{۲} امروزه عيد مهرگان از اهميت چنداني برخوردار نيست. نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمين پادشاه دوره پيشدادي پديد آمد و در پادشاهي او به صورت آئين درآمد.{۳} مسعودي در «التنيه و الاشراف آورده است: «هرمز در روز نخست ماه فروردين به مظالم (دادگري) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت».{۴}
 
فردوسي در داستان پديد آمدن نوروز نقل مي‌كندكه؛ وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشكري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند … جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود، نوروز ناميد و جشن گرفت».

نوروز1

 

      به جمشيد گوهر افشاندند              مر آن روز را روز نو خواندند                                               

           چنين روز فرخ از آن روزگار              بمانده از آن خسروان يادگار{۵}

 

۱)) بلوكباشي، علي؛‌ نوروز، تهران، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ۱۳۸۰، ص ۱۰٫

۲)) يعقوبي، ابن واضح؛ تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران، علمي و فرهنگي، ۱۳۷۱، چاپ ششم، ج۱، ص ۱۱۷٫

۳)) مسعودي، علي بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، ۱۳۷۴، ج۱، ص ۲۱۸٫

۴)) مسعودي، علي بن حسين؛ التنيه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، ۱۳۶۵، چاپ دوم، ص ۱۹۶٫

۵)) فردوسي، ابوالقاسم؛ شاهنامه فردوسي، تهران، بروخيم، ۱۳۱۴، ج۱، ص ۲۶-۲۵٫

تهیه شده از نشریه هیئت سادات و محبان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها میانده-زرین دشت-فارس

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

رفتن به نوارابزار